ناصر الدين شاه قاجار

42

سفرنامه عراق عجم ( فارسى )

آب چنار بود مجد الدّوله و اكبر خان نايب ناظر هم امروز به بالاى كوههائى كه مشرف بچنار و سمت لتّه در شكارگاه معروف است به شكار رفته بودند امّا لتّه در خيلى دور تر از چنار است عصر كه برگشته بودند ميگفتند شكارى نديده و از همين ده چنار گذشته باردو آمده بودند و عرض ميكردند اين آب از چشمه‌ايست كه از زير درخت چنارى بيرون ميآيد و به طرف اردو جارى مىشود امشب هوا از سردى مثل زمستان بود بطورى كه خز پوشيديم مهتاب خوبى هم بود حاكم محلّات مجيد خان پسر مظفّر الملك است كه نوكر ظلّ السّلطان است پسر جوانى است در محلّات كه بوديم حسينخان پيشخدمت پسر ابراهيمخان صديق خلوت را با يكنفر عكّاس و عارف خان مترجم تركى عثمانى كه همراه اعتماد السّلطنه است بخرّمه فرستاديم كه بروند عكس ستونهاى قديميكه در آنجا است بيندازند و عكس ده و باغات آنجا را نيز بردارند محمّد حسنخان حاكم كاشان هم با دو پسرش از محلّات مرخّص شده بكاشان مراجعت كردند حالا فصل گل زرد و ابتداى گل سرخ اينجاها است و خيلى هم زياد است روز جمعه هفتم